آبان ۱۷ ۱۳۹۶ ۰comment
تجارت الکترونیک تجارت الکترونیک چابک به کام

تجارت الکترونیک تجارت الکترونیک چابک

معیارهای سنجش زیر ساخت استقرار هوش تجاری در سازمان

تجارت الکترونیک تجارت الکترونیک چابک : استقرار سیستم های هوش تجاری، برای سازمانهایی مناسب است که در آنها فرهنگ کاری و فرآیند

های کاری با اطلاعات و فناوری اطلاعات هماهنگی داشته باشد.

چند نمونه از مهمترین شاخص های این هماهنگی عبارتند از:

تجارت الکترونیک تجارت الکترونیک چابک :

– وجود تحقیقات و بررسی های مداوم و مستمر درباره نیازهای اطلاعاتی سازمان( نیازهای فعلی و آتی)

– همکاری و ارتباط مبتنی بر اعتماد میان کاربران فناری اطلاعات سازمان مانند تصمیم گیرندگان و کارکنان عملیاتی

سازمان با کارمندان و فعالان فناوری اطلاعات و مراکز دانش در سازمان

– وجود و نهادینه شدن فرهنگ اشتراک گذاری اطلاعات، دانش و تجربیات در سازمان

– درک نیاز، تمایل و توانایی در انجام فراتحلیل ها و استفاده از آنها نزد مدیران سازمان جهت مدیریت بهتر سازمان

– مشارکت موثر فناوری اطلاعات و کسب و کار سازمان

چالشهای BI

تجارت الکترونیک تجارت الکترونیک چابک :
در راستای ایجاد BI، برخی مشکلات و چالش های مهم سازمان عبارتند از:
• ایجاد BI در سازمان نیاز به همکاری تنگاتنگ بین واحدهای مختلف داخل و خارج سازمان دارد.
• معمولا تعیین و تعریف اهداف مورد نظر سازمان در BI مشکل است.
• اغلب سازمان ها به دلیل نداشتن اطلاعات کافی، راه اندازی BI در یک سازمان را غیرعملی
یا بسیار مشکل می دانند.
• جمع آوری و یکپارچه کردن اطلاعات از platform های سخت افزاری و نرم افزاری نامتجانس (heterogeneous).
• مدیریت سیستم های توزیع شده ای که هیچ نقطه مشترک کنترلی ندارند و دارای فعالیت های حساس به زمان می باشند.
(time-sensitive operations).
• بهبود دسترسی به داده ها بدون افزایش هزینه ها.
• به هنگام سازی (update) های متوالی داده های سازمان با افزایش سریع ترافیک، بار زیادری
را به شبکه های ارتباطی فعلی تحمیل می کند.
• Back up برداشتن، بازیابی اطلاعات (recovery) و بایگانی کردن اطلاعات (archiving).
• استفاده موثر و به کارگیری مفید از فناوری های نوین بدون نیاز به زمان ازکارافتادن زیاد (downtime)
سیستم های سازمان و هزینه بالا و آموزش های مجدد حرفه ای برای کارکنان.
• تهیه و به کارگیری سرورهای قابل گسترش (scalable servers) برای اجرای برنامه های کاربردی با اندازه های terabyte.
• تهیه و به کارگیری حافظه های (storage) ذخیره برای حفاظت داده ها به صورتی که قابل گسترش و قابل مدیریت باشند.
• سیستم های فعلی (داخل و خارج سازمان): بسیاری از سازمان ها قبل از استقرار هوش تجاری سال هاست که
از سیستم های جامع و بزرگ مختلفی استفاده می کنند. این سیستم ها به قدری در سازمان نفوذ کرده اند که
تصمیم به کنار گذاشتن آن ها از فرایندهای تجاری سازمان بنا به دلایل مختلف غیرممکن است.
BI به دلیل پیشنهاد framework جدید ممکن است با بسیاری از ساختارهای قبلی ناسازگار باشد.
حل مشکل ناسازگاری بین سیستم های موجود و سیستم BI یکی از مهمترین چالش های سازمان است.
• فرایندهای فعلی (داخلی و خارجی): فناوری جدید BI به همراه ساختار جدید و بستر فنی نوینی که به همراه می آورد،
برای رسیدن به کارآیی مطلوب و استفاده بهینه از تمامی قابلیت هایش نیازمند تغییر برخی فرایندهای تجاری قدیمی
سازمان و سازگار شدن آن ها با فناوری نوین دارد. هزینه بر بودن این تغییر، مقاومت کارکنان و خود سازمان از
چالش های مهم استقرار BI در یک سازمان است.
• سیستم های توزیع شده: یکی از مهمترین چشم انداز های BI استقرار یک معماری یکپارچه برای داده ها
و اطلاعات سازمانی است.
با توجه به عدم وجود چنین رویکردی در سازمان های حال حاضر یکی از چالش های BI مدیریت و پردازش منابع
توزیع شده ای از داده و اطلاعات است که در نقاط مختلف سازمان بدون هیچ گونه ارتباطی پخش شده اند.
• برداشت نادرست از مفهوم BI: برداشت های نادرست از BI مانند هر فناوری نوین دیگری ممکن است منجر
به افزایش ناگهانی انتظارات مدیران از سیستم و ناتوانی سیستم از پاسخگویی به آنها باشد.
• افزایش ناگهانی هزینه ها در ابتدای به کارگیری: عدم مدیریت صحیح فناوری هایی که در سطح گسترده ای
از سازمان مورد استفاده قرار می گیرند ممکن است هزینه بالایی را برای سازمان به وجود آورد.
BI به دلیل گستردگی اش در سازمان و نفوذ در بسیاری از فرایندهای سازمانی ممکن است در ابتدای به کارگیری
هزینه بسیاری را سربار سازمان کند.
قسمتی از این هزینه بالا، طبیعی بوده و در بازگشت سرمایه جبران خواهد شد ولی قسمتی از این هزینه ها
ممکن است به دلیل عدم مدیریت صحیح، عدم آموزش کافی کارکنان، عدم بررسی تمام جوانب سیستم و… به وجود آید.
با توجه به موارد فوق مشاهده می شود که تغییر از وضعیت زیرساخت ها و فرایندهای تجاری فعلی سازمان و سازگار
کردن آنها با فناوری نوین BI مهمترین چالش سازمان باشد.
بهترین راهکار برای این سازگاری استفاده از روش های BPR (Business Process Reengineering) می باشد.
• یکی دیگر از چالش عمده سازمان ها در استقرار هوش تجاری، بحث یکپارچگی و تجمیع داده های سازمان
در قالب انبار داده است.معمولا داه ها در یک سازمان توسط نرم افزارها و سیستم های اطلاعاتی مختلفی
جمع آوری می شوند و همین موضوع باعث مشکل شدن کار تجمیع داده ها می شود.
وقتی انبار داده مورد نظر سازمان به تمام زیر سیستم ها و نرم افزارهای سازمان وابسطه باشد،
در صورت بروز مشکل در یک سیستم، کل پروژه دچار شکست خواهد شد.
رسیدن به هوشمندی واقعی به این معناست که بتوان برای این چالش های مهم بهترین راه حل را پیدا کرد.
اشتباهات رایج شرکت ها در ارزیابی زیرساختهای لازم برای پیاده سازی هوش تجاری و نادیده گرفتن موارد ذیل:
– نبود هیچ همراستایی صریحی بین استراتژی هوش کسب و کار و استراتژی کسب و کار
– ندانستن چگونگی تعریف نیازهای اطلاعاتی
– نداشتن چشم انداز بازاریابی برای اخذ حمایت سازمانی
– عدم وجود موقعیت استراتژیک هوش کسب و کار در کسب و کار سازمان
– عدم وجود منابع کافی و بودجه برای حمایت از تلاش های مورد نیاز برای یک طرح موفق هوش کسب و کار
– استفاده از زیرساخت های فنی که به اندازه کافی از هوش کسب و کار حمایت نمیکند
– استفاده از طراحی و روش های توسعه سیستم های اطلاعات عملیاتی
– عدم استفاده از رویکردهای مهندسی مجدد فرآیند کسب و کار به منظور بهینه سازی استفاده از قابلیت های هوش کسب و کار جدید
– عدم تمایل به ایجاد تغییرات سازمانی مورد نیاز برای به دست آوردن اطلاعات مورد نیاز برای دستیابی به هوش کسب و کار
– عدم ایجاد مشوق های سازمانی
– عدم بهره برداری از پتانسیل کامل اطلاعات

 

تجارت الکترونیک تجارت الکترونیک چابک

www.echabok.ir

مطلب قبلی …

 

 

 

 

تجارت الکترونیک تجارت الکترونیک چابک

 

 

دیدگاه خود را وارد کنید